مشاوره روانشناسی، روان‌ درمانی فردی، کودک، مشاوره پیش از ازدواج، استعدادیابی

استرس، این همراه همیشگی!

آیا این علائم برای شما آشنا است؟

آیا تاکنون برای رفع این مشکلات به پزشک مراجعه کرده اید؟

اگر مراجعه کرده باشید ممکن است پس از انجام آزمایش ها و سنجش های مختلف و متنوع پزشکی با این جمله از سوی پزشک خود مواجه شده باشید که «مشکل شما پزشکی نیست» و « روحی – روانی » یا « از استرس » است؟

آیا پیش آمده که به مرور تاب و تحمل خود را از دست داده باشید و روز به روز در برابر فشارهای زندگی ناتوان تر گردیده باشید؟ اگر اینگونه است، لازم است قدری با استرس آشنا شویم.

 

استرس و واکنش روانی

استرس یک واکنش روانی و جسمی طبیعی نسبت به رویدادهای زندگی است. مقدار کمی استرس ممکن است حتی مفید باشد و انگیزه ما را برای عملکرد مطلوب شکل دهد.

اما چالش های متعدد روزانه، مانند گرفتاری های خانوادگی و شغلی، مسکن و مسائل اجتماعی، مشکلات رفت و آمد و ترافیک شهری، رعایت ضرب الاجل های مالی، مشکلات اقتصادی و … ، می تواند ما را در وضعیتی فراتر از توانایی خود برای کنار آمدن با چنین مسائلی سوق دهد.

شناسایی برخی عوامل استرس زا، مانند مشکلات زناشویی و ارتباطی، فشارهای شغلی یا نگرانی های مالی، آسان است. اما برخی از استرس ها، به صورت روزانه و در جریان زندگی معمولی پیش می آید و آنچنان جلب توجه نمی کند.

هر گونه تغییر در زندگی می تواند باعث ایجاد استرس شود، چه بسا حوادث مثبت، مانند ازدواج، خرید خانه، موقعیت شغلی جدید، رفتن به دانشگاه و … نیز می توانند استرس زا باشند.

به عبارتی هر چیزی که خواسته و نیازی را در ما تحریک کند یا زمانی که بیش از حد، انتظار رخداد چیزی که ممکن است یا ممکن نیست اتفاق بیفتد را داشته باشیم، وقتی که کمال طلبی ما را رها نمی کند یا دریافت یک ارتقاء، میل ما را کامیاب می کند، می توانیم استرس را تجربه کنیم.

البته تمام استرس ها توسط عوامل خارجی ایجاد نمی شود و منشاء ایجاد کننده استرس می تواند داخلی یا خود_تولید باشد. چه بسا ظاهراً همه چیز مرتب بوده و رخداد خاصی اتفاق نیفتاده ولی ما با علائم استرس دست و پنجه نرم می کنیم. چیزی که برای ما استرس زا است، ممکن است شخص دیگری را درگیر نکند و حتی ممکن است دیگران از آن لذت ببرند. همانگونه که ظرفیت افراد مختلف برای رویارویی با استرس زاها متفاوت است و نمی توان پاسخ دو نفر را در مواجهه با یک رویداد، یکسان در نظر گرفت.

 

مغز و زنگ خطر برای حفاظت

مغز با یک سیستم زنگ خطر برای حفاظت ما کار می کند. هنگامی که مغز یک تهدید را درک می کند، به بدن سیگنال می دهد تا برخی هورمون های خود را افزایش داده و باعث ایجاد حالت های متفاوتی در بدن و ذهن، مانند تغییر ریتم ضربان قلب، فشار خون، حرکات ماهیچه ای و تفاوت در نوع فکر کردن ما گردد. پاسخ های ما از حالت های عادی به پاسخ های ویژه موقعیت استرس تغییر می یابد. به این پاسخ «بجنگ یا فرار کن» می گویند که باعث می شود با تهدید مقابله کنیم. هنگامی که تهدید از بین رفت، بدن ما به حالت عادی و آرام باز می گردد.

اما این بازگشت به حالت عادی می تواند همیشگی نباشد و به مرور سیستم عصبی، جسمانی و روانی ما تحمل و مقاومت خود را از دست بدهد. سیستم عصبی ما در تمایز بین تهدیدات فیزیکی و عاطفی یا به عبارتی بیرونی و درونی مانند یک متخصص عمل نمی کند. گاهی یک فکر، آشفتگی از یک رویداد رخ داده یا نداده، یک میل، یک انتظار  و یا هر چیز درونی دیگر همان واکنش های مرتبط با استرس را در بدن ایجاد می کند که ما می توانیم در یک موقعیت خطرناک در زندگی واقعی با آن روبرو شویم.

خطرناک ترین چیز در مورد استرس این است که به راحتی می تواند در جسم و روان ما بخزد، به آن عادت نماییم، با تغییرات ذهنی و جسمی آن عجین گردد و حتی طبیعی جلوه کند و بخواهیم با آن زندگی کنیم. برخی اوقات ما متوجه نمی شویم که چقدر تحت تأثیر قرار گرفته ایم، حتی زمانی که عوارض سنگین آن را به دوش می کشیم. به همین دلیل مهم است که ما از علائم هشدار دهنده مشترک و علائم اختصاصی استرس خود آگاه شویم.

استرس مزمن تقریباً سیستم های مختلف عصبی و جسمی را درگیر می کند. استرس می تواند سیستم ایمنی بدن را سرکوب کند که خود به باز شدن مسیر تولید بیماری کمک کرده و راه را برای اختلالات مختلف هموار می کند. در برخی از نظریات گفته شده که یک عامل استرس زا می تواند باعث چهار نوع پاسخ از سوی ما گردد:
پاسخ سازگار یا کارساز به استرس در بسیاری از استرس های حاد، سیستم های بدنی و روانی ما قبل از استرس و در طول آن فعّال شده و سپس فرد با استرس سازگار می شود.

پاسخ به استرس تکرار شود در این حالت استرس حاد به طور مداوم تکرار می شود و پاسخ بدن به استرس، هر بار فعّال شده و دوباره به حالت اولیه پیش از رویداد بر می گردد.

پاسخ به استرس مزمن یا طولانی مدّت در پاسخ به استرس مزمن، سیستم بازگشت به حالت طبیعی درست عمل نکرده و کم شدن پاسخ که در استرس تکرار شونده روی می دهد، دیگر در پاسخ به استرس طولانی مدّت رخ نمی دهد که منجر به مشکلاتی از جمله بیماری های گوناگون می شود.

پاسخ ناسازگار به استرس این پاسخ زمانی روی می دهد که عامل استرس زا متوقّف شده امّا بدن قادر به متوقّف کردن پاسخ نیست و هورمون های استرس همچنان در بدن آزاد می شوند و بدون وجود آن علت یا رویداد خارجی، فرد استرس و عوارض استرس را تجربه می کند.

این مرحله ای است که در برخی از نظریات روانشناسی به آن فرسودگی می گویند و همان وضعیتی است که می تواند مشکلات ایمنی، انواع دردها، اختلالات گوارشی، مشکلات قلبی، عروقی، مشکلات خواب و سیستم های تولید مثل، فشار خون بالا، دیابت و … را ایجاد کند.

برخی افراد نیز ممکن است دچار غم و اندوه، خشم یا تحریک پذیری، افسردگی، اضطراب یا انواعی از اختلالات روانی گردند.

پژوهشگران رویدادهای زیر را به عنوان استرس‌زاترین رخدادهای زندگی برای بزرگسالان می دانندکه می تواند منجر به بیماری های مختلف گردد: مرگ همسر، طلاق، جدایی از خانواده یا همسر یا طلاق عاطفی، زندان، مرگ یک عضو نزدیک خانواده ، آسیب یا بیماری، ازدواج، از دست دادن شغل، آشتی با همسر، بازنشستگی، تغییر در وضعیت سلامتی یکی از افراد خانواده، بارداری، مسائل جنسی، ورود عضو جدید به خانواده، تغییر در کار و تغییر در وضعیت اقتصادی از جمله این موارد است.

استرس از زندگی ما ناپدید نمی شود و این ما هستیم که می بایست برای مدیریت و کنترل کردن آن به دنبال راهکار باشیم. خوشبختانه این امکان فراهم است و موضوع مدیریت استرس سال ها در مجامع علمی و دانشگاهی مورد بحث و بررسی قرار گرفته و تکنیک های کارسازی برای آن ایجاد شده است.

تکنیک های مدیریت و کنترل استرس در چند سطح پیشگیری از شروع، درمان و پیشگیری از عود توسط متخصصین رواندرمانی، آموزش داده می شود و می تواند زندگی سرشارتر و کم فشارتری، به دور از بیماری های مزمن را برای ما رقم بزند. چرا که انرژی‌ای که بدن صرف مبارزه یا تسلیم شدن به استرس می کند، در صورت کنترل و مدیریت استرس، در راه بالا بردن کیفیت زندگی هزینه خواهد کرد.

بازدیدها: 5

اشتراک بذارید

لینکدین
واتس اپ
چاپ
توییتر
فیسبوک
تلگرام
پینترست
Reddit
مطالب بیشتر
طلاق عاطفی در جامعه

طلاق عاطفی چیست؟

طلاق عاطفی به سردی رابطه میان زن و شوهر گفته می‌شود. وجود این مشکل در یک رابطه باعث بی‌مهری و کم شدن انرژی مثبت در

وقتی کودک نمی‌تواند موقعیت آسیب‌زا را هضم کند، ممکن است اوتیسم را برگزیند

اوتیسم، تلاشی برای نیفتادن

روانکاوی به اوتیسم، همانند هر پدیده دیگری، از دیدگاهی پدیدارشناختی می‌نگرد. در واقع، در این رویکرد، فرض بر این است که در مواجهه با هر